داستان از اون ور پشتبوم افتادن
زن هاي ديروز خيلياشون با مرداي ديروز هم عقيده بودند و زن رو بدون هيچ نقش اجتماعي ميديدن و يه موجود محصور منزوي مترود محکوم ميدونستن
زن هاي امروز هم که زن رو از زن بودن انداختن و به شدت تلاش ميکنن نشون بدن زن همون مرد بوده تا حالا نميدونستيم و ميخوان تمام کار هاي مرد ها رو انجام بدن و زن بودن خودشون رو از ياد بردن
ولي مشکل همش از اينجاست که ما يادمون رفته خدا دو جور انسان خلق کرد يکيش شد مرد و يکيش شد زن بدون برتري هيچ يک بر ديگري ولي با دنيايي اختلاف و تفاوت
هر يک ساخته شده براي ايفاي نقش خودش
اگه دختر هاي ما يادشون بياد که اونها به طور طبيعي با پسر ها فرق دارن شايد ديگه دنبال اين نباشن که لباس هاشون رو تاجاي که ميتونن تنگ و کوتاه کنن
اگه پسراي ما يادشون بياد که دختر نيستن شايد ديگه دنبال اين نباشن که هر روز ابرو هاشون رو درست کنن

